روش تاکید در ساخت اطلاعی جملات ناصر خسرو

دکتر نسرین فقیه ملک مرزبان و مهسا شیرانی،

دانشگاه الزهرا(س)، ایران

 

ناصرخسرو در اشعار خود بیش از آن که به مقوله های عاطفی و ترغیبی بپردازد و از همدردی و شکل های فرا زبانی بهره مند شود به ارجاع در مورد مفاهیمی می اندیشد که باید آن مفاهیم را به مخاطب ابلاغ نماید . او از میان مفاهیم هستی شناختی بر چند موضوع تأکید فراوان دارد. وی از روش های متنوعی برای تأکید استفاده می کند که از جمله آنها بهره گیری از کلمات تأکیدی ، روش های حصر و قصر و استفاده هدف دار از چینش انواع جملات خبری و پرسشی و امری است. در این پژوهش با استفاده از ساختار اطلاعی جملات و آگاهی از تفاوت معنای گزاره ای و معنای ارتباطی  به ساخت های نشان دار و بی نشان جملات مؤکد توجه می کنیم و همراه یا علم معانی در بلاغت سنتی از روش های هلیدی برای نشان دادن معنای مؤکد بهره مند می شویم. ناصرخسرو از تنوع تصویر در بافت نحوی کلام خود استفاده می کند و پس از جملات خبری معرف موضوع با جملات پرسشی به اقناع ذهن مخاطب در اهمیت موضوع مورد نظرش می پردازد. او چه در جملات خیری و چه در جملات پرسشی و امری خود از حالت نفی و استثنا برای حصر و قصر بهره  می گیرد.

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که جهت ارائه در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، گویش ها و زبان شناسی (WWW.LLLD.IR) ، و نیز کنفرانس.... 14 و 15 بهمن 1395 ، اهواز ، پذیرفته شده است.

تاملی در زوال و بقای گویش ها در عصر گسترش ارتباطات (مطالعه موردی گویش همدان)

اعظم شموسی،

 دانشگاه الزهرا )س(، ایران

 

گویش همدانی گونه زبانی مورد استفاده مردم شهرستان همدان است. در جهان امروز با توسعه سوادآموزی و فن آوری های ارتباطی، کاربرد گویش ها و لهجه های محلی کاهش یافته و کم کم زبان های رسمی و ملی بر گویش ها و لهجه ها غلبه کرده و جوامع زبانی با زوال یا مرگ گویش ها و لهجه ها مواجه میشوند. امروزه با پیشرفت ارتباطات و نیز گسترش سوادآموزی، کاهش کاربرد زبانها، گویش ها و لهجه های محلی امری گریزناپذیر است که برنامه ریزان زبان را برای شناسایی و حفظ گونههای زبانی در معرض خطر مصمم تر می سازد. این پژوهش تلاشی برای یافتن پاسخ برای پرسشهای زیر است: گسترش گونه زبانی معیار و ملی از طریق رسانه های مختلف چه تاثیری بر به کارگیری فارسی همدانی دارد؟ گونه زبانی همدان در طیف زوال و بقای گونه های زبانی در کجا واقع شده است؟ برای انجام این پژوهش پرسشنامه ای شامل حدود سی پرسش بسته و باز در 9 گروه سنی مختلف، دو گروه جنسیتی مرد و زن و سه گروه تحصیلی در میان گویشوران همدانی توزیع شد. این مطالعه نشان می دهد که گویش همدانی در میانه طیف زوال و بقای گویشها قرار دارد.  به عبارت دیگر نه در معرض خطر نابودی است و نه به صورت قاطع گونه زبانی پرکاربرد در تمام موقعیت های خانوادگی و اجتماعی است. لذا توجه به این گویش و اهتمام در حفظ آن از سوی برنامه ریزان زبانی می تواند از نزدیک شدن آن به محدوده خطر زوال و مرگ زبانی پیشگیری کند.

 

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که جهت ارائه در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، گویش ها و زبان شناسی (WWW.LLLD.IR) ، و نیز کنفرانس.... 14 و 15 بهمن 1395 ، اهواز ، پذیرفته شده است.

شاخص در تالشی جنوبی و تاتی خلخال

دکتر فرزاد بختیاری مرکیه،

 دانشگاه فرهنگیان مازندران، ایران

 

 در این پژوهش به «شاخص» در دو گویش ماسالی (نماینده ی تالشی جنوبی) و کلوری (نماینده ی تاتی خلخال) پرداخته ایم. اطلاعات مقاله از راه مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی فراهم آمده و یافته هایش حکایتگر آن است که: 1- کلمات شاخص در تالشی و تاتی گاه عینا و یا با اندکی تغییر همان هایی هستند که در فارسی رایج اند و گاه واژه هایی خاص این دو زبان ایرانی نوی شمال غربی. 2- شاخص ها در این دو زبان نیز به لحاظ جایگاهشان در گروه اسمی، مانند فارسی به پیشایند، پسایند و پیشایند - پسایند تقسیم می شوند. 3- قواعد شاخص در گروه اسمی تالشی و تاتی، در مقایسه با فارسی، در دو دسته ی«مشترک» و «متفاوت» جای می گیرند. این که شاخص ها نزدیک ترین وابسته به هسته اند و هسته ی آن ها می تواند یک اسم عام یا خاص باشد و این که می توانند به صورت همپایه به کار بروند و بیشتر از یک جزء داشته باشند و ... از عمده ترین قواعد مشترک میان «تالشی و تاتی» و فارسی به حساب می آیند. و در خصوص قواعد متفاوت، مقاله ی پیش رو مشخص ساخته است که در تالشی و تاتی، کلمات شاخص ویژه ی روابط خویشاوندی عموماً بعد از هسته می آیند؛ حال آن که در فارسی پیشایندند و در کل، تعداد شاخص های پیشایند تالشی و تاتی در مقایسه با فارسی به مراتب کمتر است. اسمی که در این دو زبان شمال غربی با شاخص پسایند بیانگر روابط خانوادگی همراه می شود، با نشانه ی a می آید؛ نشانه ای که در اصل، مشخصه ی وابسته ی صفتی و اسمی در تالشی و تاتی است. و این ویژگی که باید آن را عمده ترین تفاوت میان شاخص «تالشی - تاتی» وفارسی دانست، می تواند بحث شاخص در فارسی و دیگر زبان های ایرانی غربی را تحت تاثیر قرار دهد. و ... نهایتا این که قواعد حاکم بر شاخص در دو گویش مد نظر ما، مشترک است و بیانگر پیوند تنگاتنگ تالشی جنوبی و تاتی خلخال.

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که جهت ارائه در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، گویش ها و زبان شناسی (WWW.LLLD.IR) ، و نیز کنفرانس.... 14 و 15 بهمن 1395 ، اهواز ، پذیرفته شده است.

نشانه ی نکره در زبان های ایرانی حوزه ی البرز - کاسپین(تالشی، تاتی، گیلکی و تبری)

دکتر فرزاد بختیاری مرکیه،

 دانشگاه فرهنگیان مازندران، ایران

 

در این مقاله ضمن معرفی اجمالی زبان های ایرانی حوزه ی البرز - کاسپین (تالشی، تاتی، گیلکی و تبری)، نشانه ی نکره به عنوان یکی از علایم صرفی اسم (عناصر گروه اسمی) و بر پایه ی یکی از گویش های این چهار زبان، بررسی و مطالعه شده است. تالشی ماسال، تاتی کلور، گیلکی رشت و تبری چالوس، گویش هایی هستند که پژوهش حاضر بر مبنای آن ها شکل گرفته است. بخشی از داده ها و یافته های این مقاله با مراجعه ی به منابع مکتوب موجود به دست آمده و بخشی دیگر محصول مطالعات و تحقیقات بلافصل نگارنده است. تحقیق پیش رو روشن ساخته است که i،  gәla-y/ a-gәla-y، li-y / a-li-y، ?i-la/ ?i-gәla، ?i-la … i/ ?i-gәla … i نشانه ی نکرگی اسم در تالشی اند و در تاتی کلور هم عینا همین نشانه ها به کار می روند که خود دلیل دیگری است بر پیوند تنگاتنگ تالشی و تاتی بازمانده در اردبیل و دیگر نقاط آذربایجان ایران. نشانه های نکره در گیلکی هم عبارت اند از: i، ?i، ?i-tā/ ?i-ta و ?i … i و در تبری: i، ye(k)/ ya(k)، ya-tā یا ?attā/ yettā. علاوه براین، برخی از کلمات مبهم مانند har، hič، ba?zi و ... نیز به تنهایی یا همراه با i در هر چهار گویش مد نظر ما کارکردی چون نشانه ی نکره دارند. نشانه های نکره در هر چهار گویش را به لحاظ جایگاهشان در گروه اسمی می توان به سه دسته ی پیشایند، پسایند و پیشایند  پسایند تقسیم کرد. i به عنوان یک نشانه ی پسایند و ?i/ ya(k)/ ye(k) به عنوان نشانه ای پیشایند، عمده ترین نشانه های نکره در چهار گویش اند که در واقع دیگر نشانه ها به کمک آن هاست که شکل می گیرند. و این ویژگی در کنار کاربرد کلمات مبهم در نقش نشانه ی نکره، ساز و کار نشانه ی نکره ی این چهار گویش را سخت به ساخت و قوانین نشانه ی نکره در زبان فارسی نزدیک می سازد.

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که جهت ارائه در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، گویش ها و زبان شناسی (WWW.LLLD.IR) ، و نیز کنفرانس.... 14 و 15 بهمن 1395 ، اهواز ، پذیرفته شده است.

بررسی دو دیوافسانه ای در قصه های عامیانه ی گویش دالینی

راضیه موسوی خو،

دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، ایران

 

اهمیت ادبیات فولکلور، در آشنا کردن ما با فرهنگ خاص هر منطقه وآواها و موسیقی و لهجه آن دیار است. قصه های عامیانه، بخشی از ادبیات فولکلور است که در طول سالها  سینه به سینه  نقل شده تا به امروز رسیده است.یکی از.یکی از عناصر برجسته در قصه های عامیانه، دیوها هستند. در این مقاله به بررسی دو دیو افسانه ای با نامهای « تاغولک» و« مِردِزمال» در قصه های عامیانه ی دالین پرداخته می شود. روستای دالین در استان فارس، حدفاصل شیراز و اردکان قرار دارد. مردم این روستا، به گویش دالینی سخن می گویند. گویش دالینی یکی از گویش های جنوب غربی ایران است که جزء شاخه ی ایرانی نو غربی محسوب میشود. این قصه ها که بخشی از ادبیات فولکلور دالینی است، بخشی از پایان نامه کارشناسی ارشد ِ نگارنده بوده است که از طریق تحقیقات میدانی ،از میان مردم این روستا در تابستان 1391 جمع آوری شده است. در این مقاله ابتدا به بررسی ویژگی دیوها در قصه های عامیانه می پردازیم و سپس با بیان روایتهای متفاوتی از دیوهای«تاغولک » و «مِردِزمال»  در روستای دالین، به بررسی و مقایسه آنها پرداخته می شود. با نگاهی به ویژگی های دیو در قصه های عامیانه و مقایسه ای با دو دیو «تاغولک »و« مِردِزمال »در قصه های قدیمی دالین :به وجود شباهت های شگفت انگیزی بین آنها پی میبریم که خود نشان از قدمت و ریشه دار بودن این دو دیو در افسانه های کهن ایران دارد.

 

چکیده بالا بخشی از مقاله ای است که جهت ارائه در اولین کنفرانس بین المللی بررسی مسائل جاری زبان ها، گویش ها و زبان شناسی (WWW.LLLD.IR) ، و نیز کنفرانس.... 14 و 15 بهمن 1395 ، اهواز ، پذیرفته شده است.

صفحه5 از11